تبليغاتX
خلیج فارس(نقد-مقاله -خداشناسی )


خلیج فارس(نقد-مقاله -خداشناسی )

 

یک نوروز بدون تو پدر

چقدر دوریت برایم سخت بود چقدر احساس تنهایی می کنم در لحظه تحویل سال بدون تو پدرم

محبوبه

 

Date Created: 8/14/2008 8:20:08 AM
Original Dimension: 417 x 561
Size: 44438 bytes

 

 

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 20:47 توسط حسام الدين محمدي| |

سال نو مبارک

 

 

 

سال ۱۳۸۸ را به جمیع

 

 

دوستان تبریک می گوییم 

 

خصوصا عشق من مهدی

 

(عجل)

 

 

نجوایی با مولای یاسها

سال جدید با روز جمعه مصادف شده روز عید تو ای موعد و مولای  من مهدی یک سال دیگر را هم پشت سر گذاشتیم و تو نیامدی آقای من تو کجایی چرا نمی آیی تا دامن پر مهرت را بر سر عالم بگسترانی تا با بوی تو ما سر مست سال دیگر را آغاز کنیم .

آرزو می کنم آقا در لحظه تحویل سال در کنار ما باشی  و دست بر از لطف خود را بر سر بیمار ما بکشی .

آقا سال نو می آید عیدی ازت می خوام و آن دعای توست آقا ما را فراموش نکن لحظه سال تحویل.

مولای من به تو و خانواده ات سال نو را مبارک باد می گم شاد باشی هر چند می دانم جای تو نیکوست ولی دلت برای عدالت می طپه تا آن را در زمین گسترش دهی به امید دیدارت ای فجر صبح امید من  

 

 

 

 

 

برای برادرم نظام الدین محمدی

 

 

 

سال دیگر رسید و تو در کنار ما نیستی .

خدا می داند که دل ما چقدر برایت تنگ شده دادش خوبم .

امید وارم که در دنیای باقی در نزدیک رب جلیل به خوشی به سر ببری .

یکسال دیگر هم بدون تو .

خاک تو را در خود پنهان کرد تا ما دل تنگ تو باشیم  در هرلحظه .

برادرم به تو تبریک می گم سال جدید تو پاک بودی پس برای ما هم دعا کن .

تو را به خدا تو که در نزدیکی اهل بیت رسول هستی تو را به خدا سلام ما را به حضرت زهرا برسان .

خدا نگهدارت باشد ای براروم

 

 

نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 10:34 توسط حسام الدين محمدي| |

عقایدو اعتقادات خلاف منطق و عقل فرقه بهاییت

(((((نمی دانم دین اسلام به عنوان دین کامل که از  طرف خدا بر محمد رسول الله تکلیف شد ب ه تبلیغ چه کم گذاشته که این بشر دوپا می خواهد دین کاملتری را از خود پدید آورد .

خوب است خداوند حکیم در کتاب مبین خود برای این فرقه های انحرافی روشن کرده که اگر شما خود را بهتر می دانید چند ایه مانند قرآن بیاورید.

در دوران مختلف کسانی امدند و خود را خدا نامیدند ولی هیچ کدام آنها نیستند و هیچ پیرویی هم از خود به جایی نگذاشتند .

اکنون همه مردم به آن اندازه فهمیده و عاقل هستند که هر گفته و هر نوشته و هر ادعایی را که خارج از عقل و منطق نباشد حلاجی کنند و دیگر افراد کم عقل و بی سوادو منطق قائل به خدایی یک انسان می شوند و همه درک کرده اند که نوع بشر خود فانی و آفریده است نه آفریدگار و دیده اند که پشر دوپا در یکسری از مشکلات دنیا وا مانده است .

حال نمی دانم که چگونه است که این افراد با این همه حجت و استدلال  و برهان باز هم در طرق عناد قدم بر می دارند .

بهائیان و مسحیان معتقد به تثلیث و حتی بت و جانور پرستان هند و....باید از جمله انسانهای عقب افتاده باشند

خدایا ما را از فتنه این ابو مکر و شیطان لعین و وسوسه های زیرکانه اش محفوظ بدار))))

۱. از آنجا که مجموع حروف ابجد علی محمد شیرازی با مجموع حروف ابجد رب برابر است، پس بنده «رب» هستم.
۲. خاتمیت نفی شده، و پیغمبران دیگری هم مـﻰآیند، منتها هر هزار سال یک پیامبر! اگر قبل از هزار سال کسی پیدا شد بسوزانیدش که کذاب است!
۳. قیامت در همین دنیاست.
۴. دیدیم که اول ادعای سید بودن کرد و بعد گفت من بابم، و سپس اعلام کرد من مهدی هستم و بلافاصله ادعای نبوت کرد و در نهایت گفت من رب هستم.
۵. تمامی مکاتب دینی، علمی، ادبی و اخلاقی باید محو شود و فقط بهاییت باقی بماند.
۶. تمام ابنیه و بقاع و هر ساختمانی که به نام دین ساخته شده باید تخریب شود. (دقیقاً مانند وهابیت)
۷. خانـﻪی شیراز جایی است که کعبـﻪی بهاییان است و بر تمام مردان واجب است به حج این خانه بیایند. (اصل هفتم از اصول بهاییت را ببینید.) (لازم به ذکر است که منزل مذکور مدتی پیش به توالت عمومی تبدیل شده است!)
۸. هر چیز گرانبهایی که صاحب ندارد، متعلق به باب است.
۹. نماز ۹ رکعت در صبح و شام را واجب و بقیه را عفو فرمودیم!
۱۰. قبله، جایگاه جسد بهاء الله در عکا (اسرائیل) است.
۱۱. آسانگیری در روابط جنسی: ازدواج فقط با توافق طرفین صورت مـﻰگیرد، و ازدواج با هرکسی حلال است مگر با زن پدر!
۱۲. سال ۱۹ ماه و هر ماه ۱۹ روز است. (با این حساب هر سال ۳۶۱ روز است)

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 14:6 توسط حسام الدين محمدي| |

بسم الله الرحمن الرحیم

نماز شب خیلی خوبه من خودم قصد دارم که این مستحب را حتما انجام دهم و به تمام دوستان خصوصا جوانان توصیه می کنم تا جوان هستید فرصت را غنیمت شمرده و برای خداوند بار تعالی که این همه لطف در حق همه بندگان خود می کند و برای شکر گذاری از او  این فریضه را به صورت مداوم انجام دهند .

 

 

 

۱) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.

  2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.

  3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.

  4) باعث روشني دل است.

  5) باعث استجابت سريع دعا است.

  6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.

  7) باعث كفاره گناهان است. است.

  8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.

  9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.

  10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.

  11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.

  12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.

  13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود. به او مي‌شود.

  14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.

  15) باعث افزايش عمر است.

  16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.

  17) باعث نوعي صدقه است.

  18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.

  19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.

  20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.

  21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.

  22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش. سرش.

  23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.

  24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.

  25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.

  26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است. است. است.

  27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.

  28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.

  29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.

  30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است

 

 

 

كيفيت نماز شب‌

لطفاً چگونگي انجام نماز شب را كاملاً توضيح دهيد؟

نماز شب يكي از عبادت‌ها و نمازهاي پرفضيلتي است كه در آيه‌ها و روايت‌ها سفارش زيادي به آن شده است‌. نماز در دل شب و به هنگام سحر و فرو نشستن غوغاي زندگي مادي‌، حالت توجه و نشاط خاصي به انسان مي‌دهد كه بي نظير است‌. به همين دليل دوستان خدا هميشه آخر شب را براي راز و نياز انتخاب مي‌كنند;

 

“وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ‌[٥١-١٨] و در سحرگاهان استغفار می‌کردند، “

 

 آري در اين محيط آرام و دور از هر گونه ريا و تظاهر و خودنمايي و توأم با حضور قلب حالت توجهي به انسان دست مي‌دهد كه فوق‌العاده روح‌پرور و تكامل آفرين است‌; به همين جهت است كه قرآن كريم‌، به نماز شب‌خوان وعده مقام محمود داده است‌;

 

“وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ‌[١٧-٧٩]

و پاسی از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافی برای توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد! .”

 

كيفيت نماز شب‌

نماز شب 11 ركعت است كه ابتدا 8ركعت نماز به صورت نماز دو ركعتي مانند نماز صبح‌; ولي به نيت نماز شب خوانده مي‌شود. بعد دو ركعت به نيت نماز شفع‌، سپس يك ركعت نماز به نيت وتر خوانده مي‌شود.

مجموع اين يازده ركعت را به دو صورت مختصر و طولاني مي‌توان خواند.

مختصر

در اين روش‌، در يازده ركعت تنها به سوره حمد (بدون سوره‌) مي‌توان بسنده كرد.

طولاني‌

در اين شيوه در هر ركعت از هشت ركعت ابتدايي‌، ابتدا حمد، سپس يك سوره (سوره‌هاي متعددي مانند كافرون‌، توحيد و… سفارش شده است‌.) مي‌خوانيم‌; البته در برخي روايات حتي به خواندن ده بار سوره توحيد سفارش شده است‌.

در دو ركعت نماز “شفع‌”، بهتر است در ركعت اول بعد از قرائت سورة حمد، سوره “فلق‌” خوانده شود و در ركعت دوم بعد از حمد سوره “ناس‌” را بخوانيم‌.

در يك ركعت “وتر” بعد از سورة حمد، بهتر است سه بار سورة توحيد به تنهايي‌، يا سه بار سوره توحيد به همراه فلق و ناس را بخوانيم و مي‌توان تنها به يك سورة توحيد بسنده كرد و دست‌ها را به قنوت بالا برد.

قنوت‌

قنوت نماز وتر، يكي از مستحبات پر فضيلت است و سفارش شده است كه آن را طولاني كنيم‌. در روايتي از پيامبر اكرم‌آمده است‌: “هر كس در دنيا قنوت نماز وترش طولاني‌تر باشد، در موقف قيامت راحت‌تر است‌.”(عروة الوثقي‌، محمد كاظم طباطبايي‌، ج 1، ص 544و545، دارالتفسير.)

در قنوت ابتدا در حق چهل مؤمن و يا به طور كلي براي مؤمنان دعا مي‌كند مثلاً مي‌گويد “اللهم اغفر لفلان ]به جاي گفتن “فلان‌” نام شخصي كه مي‌خواهد برايش دعا كند را مي‌گويد[ يا اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات‌” سپس هفتاد مرتبه مي‌گوييم‌: “استغفر الله ربي و اتوب اليه‌” بعد هفت مرتبه مي‌گوييم‌: “هذا مقام العائذ بك من النار”، سپس سيصد مرتبه مي‌گوييم‌: “العفو” و بعد از آن مي‌گوييم‌: “رب‌ّ اغفرلي و ارحمني و تب علي‌ّ انك انت التواب الغفور الرحيم‌” بعد به ركوع و سپس به سجده رفته و تشهد و سلام مي‌دهيم‌; البته دعاها و ذكرهاي مستحبي فراواني در ميان اذكار نماز شب و ركعات آن وجود دارد كه مستحب است‌.

(براي آگاهي بيشتر ر.ك‌: مفاتيح الجنان‌، مرحوم شيخ عباس قمي‌، )

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:53 توسط حسام الدين محمدي| |

سال هشتادو هفت هم آخرین روزهای خود را به سر می برد و ما می بینیم که مردم برای وردود به سال جدید از یک ماه پیش آماده می شوند.

امشب هم شب چهار شنبه سوری است و مردم ایران با توجه به آیی گذشته خود در این شب دست به یک سری از اعمال می زنند .

متاسفنه برخی از جوانا ن ما این آیین کهن را با یک سری کارهای اشتباه مانند استفاده از اسباب محترقه مخلوط کرده اند که این باعث شده کسانی که با ایین باستانی ایرانی مشکل دارند از این مقوله استفاده کرده و آیین ایران باستان را زیر سئوال می برند .

اینکه ما از روی آتش می پریم به این معنا نیست کهما ان را به پرستش گذاشته ایم بلکه درآیین باستان آتش مظهرپاکی و پاک کنندگی است .

مگر می شود نماز صبح و ظهر و عصر را به جایی آورد و بعد شب چهار شنبه سوری اتش پرست بشوی .

اینها همه حرف است بلکه ما می خواهیم یاد آییین گذشته مان در دلهایمان زنده بماند و گرنه خود حضرت زرتشت پیامبر خدا بوده اند .

از دوستان می خواهم در این شب جانب احتیا ط ار بکنند تا به خود و دیگران آسیب نرسانند .

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 16:49 توسط حسام الدين محمدي| |

یا رسول الله به فریادم برس

 

 

یا محمد (ص)من غم وانده را در دل دارم امشب که شب توست .

من دلم به وسعت دنیا گرفته .

یا رسول خدا نمی دانم چه کنم به تو توسل کردم بعد از خداوند مهربان امیدم را نا امید نکن که سیاهی را از دلم محمو کنی .

کاش روئیایی می دیدم و در این روئیا می آمدی و دستان ژر از کرامت و محبتت را بر سرم می کشیدی که بخدا نیاز مندم به این نوازش یا روسول با اشک برایت می نویسم تا با آه جوابم را بدهی .

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 19:47 توسط حسام الدين محمدي| |

 

 

 

 

 

 خداوندا !تو برای دلهای دوستانت - انس گیرنده ترین انس گیرندگانیو برای کسانی که به تو توکل می کنند-حاضرترین و توانا ترین کسی برای کفایت کار آنان هستی حالات باطنی همه را مشاهده می کنی و بر همه ایشان و رازهاییکه در درون خود دارند مطلع می باشی (از خود ایشان و از آنچه در قلب و فکرشان می گذرد آگاهی)و اندازه بینش  واستقامت آنان را می دانی.

پس رازهای آنها در نزد تو آشکار و دلهای ایشان به طرف تو در حال استغاثه است.

هر گاه غربت وتنهایی -آنها را به وحشت اندازد .یاد تو -انس آرامش با ایشان می دهد و چون مصیبتهایی بر آنان فرو ریزد - ژناه بردن به تو را تکیه گاه خود قرا می دهند - زیرا می دانند که زمام و اختیار همه کار ها در دست توست و سرچشمه هر چیزی - در حکم و فرمان توست .

خداوندا!اگر در بیان در خواست خود عاجزم و زبانم می گیرد یا در تعیین درخواستم حیران وسر گردانم -پس تو-مرا به آنچه مصلحتم در آن است را بنمای و قلبم را به طرف مقصود های درست و به سوی چیزی که به صلاحم می باشد - متوجه کن-که چنین چیزی از راهنمایی های تو ناشناخته و شگفت نیست و کفایت تو از امور بندگانت و برآوردن خواسته های ایشان -چیز تازه و بی سابقه ای نمی بقاشد.

خداوندا!مرا بر عفو خود قرار ده و بر عدل خود قرار مده (عفو را پناهگاه من ساز ).  

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 10:47 توسط حسام الدين محمدي| |

 

 

 

 

 

این دوستان با عضویت در سایت اهدای اعضا اعلام کردن که حس نوع دوستی هنوز در خون و جان ایرانیان وجود دارد

آقای احمد عبادی کته تلخ(همه اعضا)

آقای قاسم حمیدی(همه اعضا)

آقای حسین نیکنام ضمیری(همه اعضا)

البته دوستان دیگری هم اعلام امادگی کرده اند که با عضویت انها در انجمن من هم در وبلاگ خود از آنها نام خواهم برد.

شما هم برای اینکه در خیل انسانهای فدا کار قرار بگیرید  می توانید

 به سایت www.iran-ehda.com رفته پس از پر کردن فرم عضویت برای اهدای اعضا ثبت نام کنید  اجرتان با خدا

 

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 21:52 توسط حسام الدين محمدي| |

تثليث از ديدگاه قرآن و عهد جديد

غلامرضا مهتدي
يكي از مهم ترين اصول اعتقادي مسيحيت اصل «تثليث» يا «اقانيم(1) ثلاثه» است. نام ديگر اين اصل «ثالوث» مي باشد و معناي آن چنين است: «اقرار كند به الوهيت پدر (رب اعلي) و الوهيت پسر (عيسي بن مريم) و الوهيت روح القدس. عيسي كه در اين ثالوث، اقنوم دوم است، همان ذات الهي مي باشد كه از ازل در پيكر بشريت ظاهر شده و در رحم مريم عذراء جسميت يافته است.»(2)
به بيان ديگر تثليث عبارت است از: پدر، پسر، روح القدس.
خداي پدر، اساسا با كار خلقت شناخته مي شود. خداي پسر عامل اصلي در نجات بشر به شمار مي رود و خداي روح القدس، ايمان داران را تقديس مي كند.(3)
پدر، پسر و روح القدس سه شخصيت در يك وجود مجرد مي باشد كه در ازليت متساوي و برابر است و تثليث را در دين مسيح تشكيل مي دهد. (4) در مقاله حاضر تلاش شده تثليث از ديدگاه عهد جديد و قرآن كريم بررسي و تحليل شود كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
پيشينه تاريخي تثليث
اصل تثليث داراي سابقه تاريخي در بين انسان ها و اقوام گذشته بوده است، (5)ولي مسيحيان اوليه به اين اصل معتقد نبودند و به مرور زمان، به خصوص زماني كه با اعتقادات روميان و يونانيان قديم و ايرانيان باستان و آيين مهرپرستي آشنا شدند، شكل تازه اي از تثليث قديم را ايجاد كردند.
در اناجيل چهارگانه مسيحيان، اصلا اسمي از تثليث وجود ندارد و آنچه كه در عهد جديد درباره اين اصل وجود دارد، نامه هاي پولس رسول است.
در حقيقت تاثيري كه پولس از افكار و آراي يونانيان قديم داشت، او را برانگيخت كه دين مسيح (عليه السلام) را با افكار و انديشه هاي خرافي يونانيان درآميزد و يك نوع آشتي بين آن دو ايجاد كند. (6)
پولس در يكي از نامه هاي خود مي نويسد: «خدا در ايام قديم به اقسام متعدد و طريق هاي مختلف به وساطت انبيا، با پدران ما تكلم نمود و در اين ايام آخر با ما به وساطت پسر خود متكلم شد كه او را وارث جميع موجودات قرارداد و به وسيله او عالم ها را آفريد»
چنين افكاري از سوي مبلغي به نام پولس و تاثيرپذيري وي از افكار يونانيان و مشركان قديم ما را به ياد هشدار قرآن مي اندازد كه: «قل يا اهل الكتاب لاتغلوا في دينكم غيرالحق ولاتتبعوا اهواء قوم قدضلوا من قبل و اضلوا كثيرا و ضلوا عن سواء السبيل: (مائده.77) بگو اي اهل كتاب در دين خود غلو (زياده روي) نكنيد و غير از حق نگوييد و از هوس هاي جمعيتي كه پيشتر گمراه شدند و ديگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند، پيروي ننمائيد.»
افكار و انديشه هاي پولس مبني بر الوهيت حضرت مسيح(ع) در قرون اوليه، نتوانست جايي براي خود در بين مسيحيان پيدا كند زيرا پولس تنها مبلغ مسيحيت نبود و افرادي چون پطرس، برنابا و يعقوب و برخي ديگر وجود داشتند كه با افكار او موافق نبودند، از اين رو عقيده تثليث در قرن اول مسيحي رواج نيافت.
ولتر در اين زمينه مي نويسد: «عيسويان تا سه قرن بعد از مسيح نيز به الوهيت او ايمان كامل نداشتند. اين عقيده به تدريج حاصل شد و اين بناي عجيب به تقليد مشركين كه موجودات فاني را ستايش مي كردند، برپا گشت.» (7)
البته از همان ابتدا، افرادي در دين مسيحيت وجود داشتند كه با اين نوع افكار مخالف بوده و مخالفت خود را اظهار مي كردند، ولي در نهايت سخنان آنها به جايي نرسيد و مورد تكفير قرار گرفتند. ازجمله اين افراد آريوس است كه معتقد بود خداوند موجودي كامل و يگانه، غيرحادث ابدي، بي آغاز و غير قابل دگرگوني و زوال مي باشد. او با تفكر تثليث و با هر فكري كه درباره انسانيت خدا اظهار مي شد، مخالفت مي كرد، و تاكيد بسياري بر تعاليم آسماني حضرت مسيح داشت. درباره حضرت مسيح معتقد بود كه ايشان يك موجود فاني است و غير از خداست. (8)
با وجود اين مخالفت ها، عقيده به تثليت به تدريج توانست درغرب گسترش پيدا كند. تشكيل انجمن ها و صدور قطعنامه هاي رسمي درباره عقيده تثليث، كار را به آن جا رساند كه جهان مسيحيت بر اين اعتقاد شد كه آنچه درباره اقانيم سه گانه گفته مي شود، برحق است و جاي هيچ گونه بحثي ندارد.
علماي مسيحي جهت اثبات اصل تثليث
هيچ گونه ادله عقلي نياورده اند، بلكه آنچه را به عنوان دليل اقامه مي كنند، مستند به كتاب مقدس است كه شواهد آن را از عهد جديد ذكر مي كنند.
خود اين شواهد هم جاي بحث فراوان دارد.
آيا درنظر گرفتن چند آيه به عنوان دليل، آن هم بدون توجه به آيات ديگر، مي تواند دليل بر اين اصل مهم مسيحيت باشد؟
از طرف ديگر، شواهدي كه آنان براي اثبات اين عقيده بيان مي كنند (برفرض درست بودن) براي افرادي حجيت دارد كه عهد جديد را به عنوان يك كتاب آسماني تحريف نشده قبول داشته باشند. به عبارت ديگر، ادله نقلي آنان فقط براي خود مسيحيان قابل قبول است و طرف مقابل آنان چنين ادله اي را قبول ندارند. به طور مثال اگر ما مسلمانان جهت اثبات خدا و يگانگي او در مقابل افراد غير مسلمان از آيات قرآن كريم استفاده كنيم، پر واضح است كه چنين ادله اي اساساً مورد قبول طرف مقابل ما نخواهد بود.
بررسي تثليث به وسيله گفتار مسيح (ع) دركتاب عهد جديد
بعضي بر اين باورند كه نه تنها عقيده تثليث قابل اثبات نيست، بلكه در كتاب عهد جديد جملاتي در نفي اين اصل وجود دارد و سخناني از حضرت مسيح (ع) بازگو شده كه نمي توان آن سخنان را با عقيده تثليث جمع كرد و حتي در تضاد و تناقض با اين اصل مي باشد.
مثلا در انجيل يوحنا آمده است:
حضرت فرمودند:«وحيات جاوداني اين است كه تو را خداي واحد حقيقي و عيسي مسيح را كه فرستادي بشناسند.»(9)
طبق اين بيان، حضرت مسيح(ع) حيات جاويد را عبارت از شناخت خداوند واحد حقيقي و شناخت مسيح به عنوان رسول خدا مي داند كه اعتقاد به تثليث با اين بيان درتضاد و تناقض است. زيرا حضرت نگفته است كه حيات جاويد، شناخت اقانيم سه گانه به صورت جداگانه است و نفرموده كه عيسي (ع) انسان واحد است و يا اينكه عيسي (ع) خدايي مجسم شده است.
ادعاي ديگر مسيحيان، معجزات آن حضرت مي باشد كه معتقدند حضرت در آوردن اين معجزات داراي نيروي خود جوش و قائم به ذات بوده است. (10)
براي رد اين مسئله به سراغ عهد جديد مي رويم. درانجيل يوحنا آمده است كه حضرت در هنگام انجام معجزات دست به دعا برمي داشت و از خداوند درخواست مي كرد كه او را كمك كند.حال اگر حضرت داراي قدرت استقلال وقائم به ذات مي بود، ديگر نيازي به دعا كردن نداشت. «هنگامي كه حضرت مي خواست ايلعازر را زنده كند، پيش از آن، به خداوند متوسل مي شد و از او كمك مي خواست.» (11)
قرآن كريم نيز معجزات زيادي را به حضرت عيسي (ع) نسبت مي دهد (آيه 110 مائده) اما اجراي آن را مقيد به «اذن و اراده الهي» مي شمارد. به عنوان مثال مي فرمايد:«و اذتخرج الموتي باذني: (همان) مردگان را به اجازه من (زنده از قبر) خارج مي كردي.»
تثليث در قرآن
اكنون به سراغ آيات قرآن رفته، ديدگاه قرآن را درباره اين مساله جويا مي شويم.
قرآن كريم در موضوع اعتقادات مسيحيان، چندين آيه را مطرح مي كند كه هر كدام مختص به يك نوع عقيده است:
1- آياتي كه مسئله تثليث را مطرح نموده، آن را به كلي رد مي كند.
2- آياتي كه نفي الوهيت از شخص حضرت مسيح (عليه السلام) را مطرح نموده، آن را منتفي مي داند.
به عنوان مثال در آيه 73 مائده درباره رد كلي تثليث مي خوانيم:
«لقد كفر الذين قالوا ان الله ثالث ثلاثه و ما من اله الا اله واحد و ان لم ينتهوا عما يقولون ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم؛ آن ها كه گفتند خداوند يكي از سه خداست، به يقين كافر شدند و معبودي جز معبود يگانه نيست و اگر از آنچه مي گويند، دست برندارند،عذاب دردناكي به كافران آنها (كه روي اين عقيده ايستادگي مي كنند) خواهد رسيد»
و در جاي ديگر آمده است: «ولاتقولوا ثلاثه انتهوا خيرا لكم انما الله اله واحد سبحانه ان يكون له و لد له ما في السموات و ما في الارض و كفي بالله وكيلا: ... و نگوييد ]خداوند [ سه گانه ] از اين سخن[ خودداري كنيد كه براي شما بهتر است. خدا تنها معبود يگانه است. او منزه مي باشد كه فرزندي داشته باشد، ] بلكه[ از آن اوست آنچه در آسمان ها و در زمين است و براي تدبير و سرپرستي آنها خداوند كافي است.» (نساء . 171)
به عقيده علامه طباطبايي، قرآن كريم براي رد اين عقيده باطل از دو شيوه بيان عمومي و بيان خصوصي استفاده كرده است: در بيان عمومي، قرآن كريم يك سري صفات را از خداوند سلب مي كند. در حقيقت همان صفت سلبي است كه خداوند را منزه از صفات مي داند. در اين مبحث سوره مباركه توحيد بيان جامع و كامل آن مي باشد؛ پس عدم فرزند براي خداوند و همچنين زاييده نشدن باري تعالي از مسايلي است كه خداوند در رد اين عقيده بيان مي كند، همان طوري كه علماي علم كلام در مبحث توحيد گفته اند.
اما در بيان خصوصي آيات به طور خاص به معرفي حضرت مسيح (ع) و نفي الوهيت از ايشان مي پردازد و مي فرمايد: «آنها كه گفتند خدا همان مسيح پسر مريم است، به طور مسلم كافر شدند. بگو: اگر خداوند بخواهد مسيح پسر مريم و مادرش و همه كساني را كه روي زمين هستند، هلاك كند، چه كسي مي تواند جلوگيري نمايد؟... (مائده 17.)
و يا مي فرمايد: ... و نصاري گفتند: مسيح پسر خداست. اين سخني است كه با زبان خود مي گويند كه همانند گفتار كافران پيشين است. خدا آنان را بكشد! چگونه از حق انحراف مي يابند.» (توبه 30)
اين قبيل آيات و آيات ديگري كه درباره معرفي چهره درخشان حضرت مسيح (ع) و نفي الوهيت اين بزرگوار در قرآن آمده است، همه در راستاي رد عقيده باطل تثليث است. ذكر جنبه بشري حضرت و اينكه ايشان رسول خداست و از اين بهتان به دور مي باشد، در تمام اين آيات به چشم مي خورد.
در جاي ديگر، قرآن كريم مسئله خلقت حضرت عيسي (ع) را با خلقت آدم (ع) مقايسه مي كند و اين دو را نزد باري تعالي يكي مي داند: «مثل عيسي در نزد خدا همچون آدم است كه او را از خاك آفريد و سپس به او فرمود: موجود باش! او هم فورا موجود شد.» (آل عمران. 59) بنابر اين، ولادت مسيح (ع) بدون پدر، هرگز دليل بر الوهيت او نيست.
علامه طباطبايي دو دليل را در رد و نفي الوهيت حضرت عيسي از اين آيه استفاده مي كند: اول آنكه عيسي(ع) مخلوق خداست و خداي متعال از كيفيت خلقت او آگاهي دارد و خداوند خبر داده است كه عيسي(ع) مخلوق من است: هر چند كه پدر نداشته باشد و كسي كه به دست ديگري خلق شده باشد، رب نيست، بلكه عبد است.
دوم آنكه خلقت او چيزي زايد بر خلقت حضرت آدم(ع) نيست كه باعث شود او را معبود بخوانيد و اگر سنخ و كيفيت خلقتش مقتضي الوهيت او باشد، بايد در آدم نيز باشد، با اينكه مسيحيان حضرت آدم را معبود نمي دانند: پس بايد دربارأ عيسي(ع) نيز ندانند.(12)
مسئله ديگري كه درباره شخص حضرت عيسي(ع) مطرح است و همه مردم آن را مشاهده مي كردند، طبيعي بودن زندگاني حضرت است.
قرآن كريم به اين جنبه بشري حضرت اشاره مي كند و مي فرمايد: «مسيح فرزند مريم فقط فرستاده ]خدا[ بود و پيش از وي نيز فرستادگان ديگري بودند. مادرش زن بسيار راستگويي بود و هر دو، غذا مي خوردند...» (مائده.75)
خداوند از ميان تمام عوارض و خصوصيات بشري به مسئله خوردن اشاره مي كند. شايد با اين بيان مي خواهد به مسيحيان بفهماند موجودي كه نياز به خوردن دارد، نمي تواند جنبه الوهيت داشته باشد: زيرا اين خاصيت نشانه احتياج يك موجود مادي است و اين موجود جهت رفع آن، نياز به كمك دارد.
يكي ديگر از مشخصه هاي حضرت مسيح(ع)، عبد و مطيع اوامر الهي بودن ايشان است كه آيات 24 تا 28 سوره مريم در جريان تكلم حضرت در گهواره بازگو مي نمايد كه اعلام بنده و رسول خدا بودن در همان اوايل طفوليت و رفع بهتان عظيم از دامان پاك مادر خود حضرت مريم (عليهاالسلام) از طرف حضرت عيسي مي باشد.
مسئله ديگري كه قرآن كريم درباره حضرت بازگو نموده، دعوت ايشان به عبادت و پرستش خداوند است. اين مسئله يكي از نكاتي است كه قرآن بر روي آن تأكيد دارد: زيرا حضرت وظيفه داشت كه مردم را به عبادت خداوند دعوت كند و طبق آيات الهي اين وظيفه به نحو احسن انجام شده است؛ چنان كه قرآن مي فرمايد: «مسيح گفت اي بني اسرائيل! خداوند يگانه را كه پروردگار من و شماست پرستش كنيد؛ زيرا هركس شريكي براي خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ مي باشد.» (مائده.72)
در جايي ديگر مي فرمايد: «آنگاه كه خداوند به عيسي بن مريم گفت: آيا تو به مردم گفتي كه من و مادرم را به عنوان معبودي غير از خدا انتخاب كنيد ]عيسي[ گفت: منزهي تو، مرا نزيبد كه چيزي را كه حق من نيست، بگويم. اگر آن را گفته بودم، قطعاً آن را مي دانستي... من جز آنچه كه مرا به آن فرمان دادي، چيزي به آنها نگفتم. ]بلكه به آنها گفتم:[ خداوندي را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست...» (مائده.117)
بنابراين، از نظر قرآن كريم نه تنها حضرت عيسي (عليه السلام) ادعاي الوهيت نكرده، بلكه الوهيت خود و مادرش و دعوت مردم را به اين امر نفي مي نموده و مأموريت خود را كه دعوت مردم به سوي پروردگار جهانيان و عبادت خداوند يگانه مي باشد، به خوبي انجام داده است. در اناجيل اربعه آياتي وجود دارد كه ظاهر آنان نشان مي دهد حضرت، مردم را به خداوند يگانه دعوت كرده و خودش به عنوان رسول الهي شناخته شده است. در انجيل يوحنا آمده است:
«و حيات جاوداني اين است كه تو را خداي واحد حقيقي و عيسي مسيح را كه فرستادي بشناسد.»(13) «من از خود سخن نمي گويم، بلكه پدري كه مرا فرستاده است، به من فرمان داد كه چه بگويم و چگونه صحبت كنم.»(14)
آيات ديگري در اناجيل است كه نشان مي دهد حضرت يكي از عبادت كنندگان خداوند است: «]شيطان[ به وي گفت: اگر افتاده، مرا سجده كني، اين همه را به تو بخشايم. آنگاه عيسي وي را گفت: دور شو اي شيطان! زيرا مكتوب است كه خداي خود را سجده كن و او را فقط عبادت نما».(15) «و هنگامي كه او به تنهايي به عبادت مشغول مي بود و شاگردانش همراه او بودند...»
بنابراين، هم از نظر قرآن كريم، حضرت عيسي، يكي از انبياء و جزء بندگان خاص اوست و هم در اناجيل مي توان چنين شواهدي را پيدا كرد كه آن حضرت مردم را به خداي يگانه و يكتاپرستي دعوت مي كرد و خود، جزء عبادت كنندگان بوده است.
1- اقنوم يك كلمه سرياني به معناي شخص يا اصل است و جمع آن اقانيم مي باشد.
2- علي اصغر حكمت، تاريخ اديان، بي جا، بي نا، 1371، ص.229
3- سارو خاچيگي، اصول مسيحيت، چاپ دوم، بي جا، حيات ابدي، 1982، ص .35
4- تاريخ مختصر اديان بزرگ، پيشين، ص .437
5- مصطفي حسيني طباطبايي، دعوت مسيحيان به توحيد، بي جا، مؤلف، 1370، ص.14
6- قاموس كتاب مقدس، هاكس جيمز، ص 230؛ دعوت مسيحيان به توحيد، ص .19
7- دعوت مسيحيان به توحيد، پيشين، ص 25-26، به نقل از منتخب فرهنگ فلسفي، ولتر ترجمه نصرالله فلسفي، ص .51
8- عيسي(ع) پيام آور اسلام، پيشين، ص 137-.138
9- انجيل يوحنا، باب 17، آيه 3-.4
10- دعوت مسيحيان به توحيد، پيشين، ص77، به نقل از رساله خداي متجلي، ص 9-.10
11- انجيل يوحنا، باب 11، آيه 41-.44
12-تفسير الميزان، پيشين، ج6، ص 46-.47
13- انجيل يوحنا، باب 17، آيه .3
14- همان، باب 12، آيه .49
15- انجيل متي، باب4، آيات 9-10؛ انجيل لوقا، باب 9 آيه 18

_________________
هرگز از بی کسی خویش مرنج! هرگز از دوری این راه مگو! و از این فاصله ها که میان من و توست. و هرآنگه که دلت تنگ من است،. بهترین شعر مرا قاب کن. و پشت نگاهت بگذار! تا که تنهایی ات از دیدن من جا بخورد! و بدان که دل من با توست ...
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 11:24 توسط حسام الدين محمدي| |

www.Nmobile.irwww.Nmobile.ir

 

www.Nmobile.ir

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 23:12 توسط حسام الدين محمدي| |

 

 

 

 

 

 

 

 

امروز که ما به سمت حرم حرکت کردیم بسیار راها شلوغ بودمسیر ما از سمت میدان هفده شهریور و کنار بازار رضا بود .

خدا میداند چند هیئت و چند دسته در مسیر  می آمدند و همینجور اضافه می شدند .

ما که همیشه این مسیر را نیم ساعته می رفتیم امروز یکساعت طول کشید تا به حرم رسیدیم.

مردم همه شیدا بودند انگار همه از خانه ها بیرون زده بودند .

 

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 17:54 توسط حسام الدين محمدي| |

 

 

 

 

 

 

 

وفات رسول خاتم حضرت محمد را به تمام مسلمانان تسلیت می گویم و شهادت امام حسن مجتبی را هم به جمیع شیعیان و آزادگان تسلیت می گویم .

امروز دنیا باید بگرید چون سالگردی است که زمین و دنیا عزیزتیرن دوست خدا را از دست داده است و امام حسن مجتبی را که آزاده ترین مردم است از دست داده است .

به خدا کسی نخواهد امد که جایگاه آن مقدس را پرکند بخدا قسم مانند اهل البیت دنیا دیگر نخواهد دید .

مانند فاطمه مانند علی مانند حسن و حسین مانند زینب .....

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 9:37 توسط حسام الدين محمدي| |

امروز برای ما یک برکه سیز (قبض عوارض شهرداری)آمد .

مبلغ آن بسیار غیر متعارف و  غیر منطقی بود۲۰۸۰۰۰ ریال .

نمی دانم ما مردم بیچاره این مملکت باید از کجا بخوریم ۳۰۰۰۰۰۰ ریال حقوق می گیریم و برای ما همین دولت *****چاله هایش را به طریقی باز می کند .

زورشان نمی رسد از دم کلفتها بگیرند با زور و تهدید از ما بیچاره ها می گیرند .

اون بابا ی دزد میلیارد میلیارد  می بره ما باید جورش را بکشیم .

اون با لا شهریها باید در پله هو اییها ازپله برقی استفاده کنند و مالیات نمی دند و ما باید پول آنها را هم حساب کنیم .

نمی دانم این  بها جمع آوری زباله و پسماندها از کجا آمده (۱۴۷۰۰۰ریال )که دو سوم عوارض را تشکیل می ده  مگه ما مالیات این کارها را نمی دیم که شهرداری هم باید دوباره وصول کنه چرا کسی دونبال این چپاولها را نمی گیره جیب مردم را در روز روشن خالی می کنند و اگر ندی برق شما قطع می شه

اول این عوارض یکساله و با مبلغ خیلی کم بعد شش ماهه و بعد مبالغ را افزایش می دهند تازه جا برای بها خدمات آتش نشانی هم باز کردند تا توی پاچه مردم کنند به خدا به مستضعفان ظلم می کنید ای حاکمان اسلامی ای حامیان مستضعفان شما که می خواستید برق را هم مجانی کنید!واقعا که

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 0:2 توسط حسام الدين محمدي| |


Design By : Night Skin