خلیج فارس(نقد-مقاله -خداشناسی )
بسم الله الرحمن الرحيم دريافتهاي ما از واقعه عظيم عاشورا ي كربلا براستي ما كه در تاسوعا و عاشورا اين همه به سر و كله خود مي زنيم آيا دريافت و برداشتي هم از اين واقعه عظيم داشته ايم اول از خودم شروع مي كنم ،من چه كرده ام كه از حسين درس آموخته ام اگر فردا از من درباره اين مسئله سئوال شد چه بايد جواب بدهم . حال بايد نكاتي كه در اين حادثه بزرگ وجود داشته را تيتر كنيم و يك به يك آنها را با خود و عملكرد خود اريابي كنيم 1- امر به معروف : آيا تا به حال كسي را كه در راه اشتباه گام برداشته آگاهي داده ايم يا از آن گذشته و فرد را ه حال خود رها كرده ايم اين را بايد دانست كسي كه در اين عرصه قدم بر مي دارد از دانش كافي بر خوردار است چون ممكن است كسي كه با اطلاعات و آموزهاي نا كافي براي امر به معروف قدم بر مي دارد خود باعث خرابيهايي شود كه جبران آن به راحتي ممكن نباشد.اين آموزه ها شامل تربيت درست ، چگونگي و نوع رفتار و برخورد ،ارشاد با راهاي درست و منطقي كه با دليل و برهان ارائه شود . شما فكر كرده ايد كه اگر فردي كه ممكن است مخاطب شما قرار گيرد شايد مطا لعه بيشتري داشته يا داراي سوادي بالاتري شما بايد در مقابل او چه راهي را استفاده نماييد آيا به اين انديشيده ايد كه شايد او داراي قدرت بيان بهتر باشد شما بياد چه راهكاري را استفاده نماييد،شاي اين سئوال براي شما پيش بيايد كه كسي كه تحصيل كرده باشد يا اهل مطالعه ديگر در چاه نمي افتد ،اين طرز فكر كاملا اشتباه است ما داشته ايم كساني را كه با داشتن علم بسيار باز به گمراهي كشيده شده اند . فردي كه در مقام امر به معروف قدم بر مي دارد بايد علم كافي داشته باشد تا بتواند در مقابل استدلالهاي سفسطه گر طرف مقابل تحمل نمايد و احنمالا طوري نشود كه صياد خود صيد شود ما در اين مواقع بايد از فرد داراي صلاحيت براي اين امر استفاده كنيم و يا با مشورت يك عالم قدم به جلو برداريم . فردي كه در مقام امر به معروف قرار مي گيرد بايد از خود ساختگي لازم برخوردار باشد يعني من بايد اول خود را امر به معروف كنم و بعد به ديگران بپردازم ولازم به ذكر است فرد امر كننده بايد داراي حسن شهرت باشد البته لزوم آن زياد نيست چون ما در روايات درايم كساني بوده اند كه حسن شهرت نداشته اند ولي يا جهش رفتاري خود گروهي را به روشنايي رسانيده اند . حال ببينيم كه در تقابل كسي كه امر كننده است ولي داراي صلاحيت نيست و فردي كه مخاطب شده و داراي علم بالاتر است چه اتفاقي مي افتد . فرد در مقام نصيحت وارد مي شود كه طرف مقابل او را مورد تمسخر قرار مي دهد فرد تحمل مي كند و با زنصيحت را ادامه مي دهد كه طرف مقابل بايك پدافند سفسطه گرايانه با استفاده از مطالعه زياد سئوالي را پيش رو قرار مي دهد ، امر كننده خلع سلاح مي شود و امر شده يا او را با نيش خند رها مي كند يا با سئولات ديگر او را مورد حمله قرار مي دهد و تمام ، حال بلعكس يك عالم سفسطه و جدل بيهوده را مي شناسد و خروج از آن را هم مي داند و در سمتدادن جدل به بحث خبره است ا ومي تواند براي هر سئول او جوابي مناسب بيابد و اگر هم نتوانست با رفتاري زيركانه نمي گذارد كه امر شده ظفر يافته و حق به جانب شود واين باعث مي شود در يك بحث منطقي بلخره طرف امر شده به استدلال درست برسد و جان تشنه ش سيراب شود البته بايد دانست كه برخي افراد در مقام عناد جلو مي آيند كه شامل اين سخن ومثل مي شوند كه خوابيده را مي شود از خواب بيدار كرد ولي به خواب زده را هرگز . بودند در اوايل اسلام كساني كه هرگز حق در گوششان جاي نميگرفت اينان همان عناد كنندگانند . 2- نهي از منكر ما بايد اول منكرات رابه خوبي بشناسيم و از اطلاعات عامي خود استفاده نكنيم . شايد ما در مقام نهي از منكر چيزهايي را منكر حساب كنيم كه در عرف منكر ات است اما در تعاليم درجايگاه مباهات يا مكرهات است ما مي دانيم كه برخي مكروهات ممكن است در زماني در جايگاه مباح قرار گيرند ... يا بلعكس ممكن است در جامعه و عرف برخي از منكرات جاي خود را در حلال ها و مباح ها قرار داده باشند و بايد به اين امر حتما واقف بود كه شناخت بديها و تميز آنها گاهي اوقات از يك تار مو هم باريكتر است . البته ما در بديهيات مي توانيم وارد عمل شويم و اين را هم بدانيم كسي كه در بديهيات دو چار منكر شده هدايتش بسيار سخت تر است از كسي كه در شكيات يا موارد ديگر گمراه شده چون كسي كه در بديهيات دوچار گمراهي شده از بنيان بايد او را توجيه كرد ولي كسي كه در شكيات و.. به انحراف رفته با دليل به احتمال زياد به را ه اصلي خود بر مي گردد(در يك مورد خاص است) . 3-قيام عليه ظلم برخاستن بر عليه ظلم براي خو د ابزار خود را مي طلبد از آن جمله است رشادت و دليري در مقابل ظالم و اينكه در تشخيص و دوچار اشتباه نشويد . در دوران علي عليه السلام برخي از مردم در اينكه تشخيص دهند ظلم و ظالم در كدام جبهه قرار دارد دوچار اشتباه شدند و دستگاه ظالم به علت داشتن مناابع اطلاعاتي و جاسوسي و شايعه پراكني در قدرت بود و آنگونه شايع ساخته بود كه علي عليه السلام را مردم در مساجد لعن مي كردند . ما با يد متوجه با شم كه باطل مي تواند همچون گرگي تن پوش بره را به تن كند و شما را دوچار اشكال نمايد . چه بسا در كربلا هم گروهي براي اينكه در جهل به سر مي بردند در صف كافران و محارب اولياي خدا قرار گرفته بودند . در گزيه هاي برخاستن عليه ظلم از رشادت نام برده شده لازمه اينكه شما بتوانيد در مقابل ظالم ايستاده گي كنيد نترس بودن و دليري اشت و اينكه در مصاف با ظالم بايد حتي از جنگيدن پرهيز و ترس نداشته باشيد . امروزه ما در جوامه بين المللي مي بينميم كه كشور و دولتهاي آنها و حتي مردم مي دانند كه حق در كدام سوست و شناخت دارند و ظالمان آنقدر آشكار در كار خود اصرار دارند كه حتي يك كودك به راحتي به انتيجه دلخواه مي رسد اما همام ضعف در دليري و رشادت و تر سو بودن آنها آنها را ملزم به سكوت كرده و مظلوم را در تنهايي رها مي سازد . همه ما شايد در جايگاهي قرار بگيريم كه آشكارا ظلم را مي بينيم و آنجاست كه خود را محك مي زنيم آيا مي توانيم بغض خود را از ظالم در دل نگه مي داريم و محافظه كارانه از آن مي گذرين و سري را كه درد نمي كند دسمال نمي بنديم يا در مقام يك جوانمرد يا ظالم به ستيز مي پردازيم . در ايران پهلوانان برا يهمين ويژگي محبوب مردم بودند آنهاد از قدرت خود براي حماين ضعيفن و مظلومان استفاده مي كردند .در زمان جنگ هم ديديم كه كساني بودند كه دست از همه چيز شسته به مساجد يورش مي آوردن تا با تعدي كنندگان به جهاد بپردازند ما در تار يچه خود درايم رئيس علي دلواريه و ميزاي جنگلي ها و مدرسها ،كاشانيها و امام خميني رحمت والله . قيام امام خميني و يارانش يك قيام بود عليه ظلم در جامعه مستضعفين در مقابل چپاول در مقابل رشوه در مقابل انحراف .....اما م خميني همچون مدرس و كاشاني و ديگر عزيزان دليري در ابراز و بيان حق داشت و ايستادگي كرد مردم آزاده هم با او در كربلايي ديگر به ميدان آمده و ريشه بدي را به زباله دان سپردند ما در كشورهاي ديگر هم كم وبيش مي بينيم كهردم عليه ديكتاتوري برخاسته اند قيام عليه بدي در همه مردم هست و لي ارداده در برخي براي ابراز نيست آن هم بعلت نداشتن خود گذشتگي و دليري . 4 – ازخود گذشتگي براي قيام براي خدا امام حسين تنها كسي است كه در جهان و عالم اين در س را به مردم و بشر داد حتي درس او به آسمانها رفت و ملكوتيان در مقام شاگرد آموختن . امام تمام دنيايش را به پشت سر نهاد و سينه را با عشق خدا در آميخت و رسالت خود و حجت خدا را بر كافران و دنيا طلبان و خودكامگان دنيا در همه اعصار تمام كرد او بر تمام آزادگان هم حجت را تمام كرد او آموخت كه مبازه با ظلم بايد از زبانها به شمشيرها منتقل شود او آموخت بايد از همه چيز گذشت و رها شد او از فرزندان خود گذشت او از مقام گذشت او از زندگي گذشت اوحتي در راهش تمام داشته هاي خود را قرباني كرد او جان برارش عباس كه هر كس حاضر است در پاي خود تيغ برود در پاي برادرش نررود را با خاست خودش به ميدان فرستاد او علي اكبر جوان را فدا كرد او آزادي خانواده خود را فدا كرد او خلاصه از همه چيز گذشت البته همه كساني كه در راه او همراهش بودننند شعارشام جان فدايي حسين و نهضت او بود وهمه رستگاري را در اين راه ديدند همه آنه رستگاران عالم شدند (اي كاش خدا ما را هم عاشورايي مي كرد ) حال با زينب سلا م و اله عليه همراه مي شويم چه كسي طاقت اين دارد عزيز ، برادرش را در مقابل ديدگانش سر ببرند واي از دل زينب به خدا مي توانم بگيم هيچ كس از خود گذشتگي زينب كبري را نداشت . ما اگر از خود براي رسيد ن به هدف والا گذشتيم كار ما به مقصد مي رسد و جاودانه مي شود در جنگ تحميلي همه از دنيا گذشتن و گر نه چه كسي خواب راحت و غذاي راحت رو زن و زندگي خود را رها مي كند وبه ميداني مي رود كه از هيچ كدام آنه خبري نيست و كشته شدن و درد را بايد به جان بخرد . ما آزاد مرداني را در دوران ديده ايم كه از همه چيز خود گذشتن و در انتها اگر خود نبودند نهضت آنها باقي است و نام آنها جاودانه . حادثه كربلا در ساليان سال همواره سينه به سينه گشته بعلت داشت پيامهاي ناب و خدايي ما مي دانيم هر چه از در گاه خدا مي ماند و مي رسد جاوداني است حسين و برادرش حسن در زندگي در راه بزرگ كردن دين جدشان محمد مصطفي از همه چيز خود بريند و. خود را وقف زنده كردن آييين خدا كردند خدا هم ياد آْنها را همچون روز اول تازه و زنده نگهداشته است. حسين امام ما كاش رخصت زمانه به ما هم داده مي شد تا در ميان يارانت بوديم و خدا تر سا كشته شدن را به شيريني مبدل مي كرد و مبازع با ظلم را سر لوحه زندگي كاش خدا ما را هم آزاده مي آفريد تا در كاب تو بويم و نداي تو كه فرياد مي كردي چه كسي هست كه منرا ياري كند را لبيك مي گفتيم حسين آقاي من هميشه در اين حسرتم كه كاش بودم و نداي تو را پاسخ گفته به سويت مي شتافتم حسين اين حسر همچون تيغي در گلوي جانم جاب گرفته كاش..... السلام و عيك يا ابا عبدالله السلام و عليك يا اولاد حسين السلام وعليك يا اصحاب حسين السلام و عليك يا ثار الله باز محرم آمد بوي بهشت از همه جان جان را صفا مي بخشد "خدايا اين چه حكمتي است كه در محرم پنهان داشته اي كه دل در محرم پر مي كشد در آفاق و انفس و دل هوايي ملكوت مي شود" سلام بر تو اي امام شهيد من حسين سلام بر تو اي پا كترين انسانها و موجودات اي ثار الله . امام من تو را نشناختند افلاكيان و كساني كه در اين ماده پرستي به سر مي برند و اين ارزش را نداشتند تا نور معرفت به ذات تو بر آنها بتابد . امام من تو را حر شناخت تو را ياران كربلا شناختند و بسياري از هم عصران من - تو را نشناخت كسي كه فقط داعي شيعه بودن تو را داشت . امام من تو آمدي براي اينكه ميراث عظمي را براي عالميان به يادگار بگذاري وآن چيزي نبود جز آزادگي و مردانگي ، تو قيام كردي تا پرچم نهي ار منكرات وامر به معروف را را بر قله تذكر بر پا كني . امام من تو آزادگي را در دوران مانند رودخانه زلال معرفت جاري ساختي كه هر كس از آن رودخانه به قدر ناچيزي بنوشد ديگر نمي تواند بي عدالتي و ظلم شقاوت ،نامردمي را تحمل كند تو آمدي به به بشريت اين درس را بياموزي كه حق هر چند كه يارانش قليل باشند باز پيروز عرصه ها و ميدانهاست . امام من تو به انسانها آموختي كه بايد بر عليه همه ناپاكيها بر خاست و هيچ وقت در اين مورد كوتاه نيامد . بعضي از يارانت به ما آموختند كه همه برنامه زندگي به خورد و خواب وعيش و .....گذران نيست بايد در مواقعي گذشت و گذاشت و خود را خالي كرد از هر وابستگي برا ي هدف والا. انسان نبايد همواره مانند زنداني دنيا كه در غل و رنجير شده زيست كند بلكه او آفريده شده براي مقصودي بسيار عظيم چون ذات خدا بي انتهاست ارشد مخلوقاتش هم بايد عبث نباشد بايد ..... امام من در اين روزگاران مي بينيم انسانهاي فرو مايه اي را كه قيام تو را كه گذشت زمان نتوانست در زير غبار فراموشي خود پنهان كند با ناداني خود زير سئوال ببرند ((خبر نگار خيانتكار به وطن و فرهنگ دست نشانده بد خواهان اسلام و صله گيرنده از كسي كه شيطان را شواليه ملقب كرد امان پور )) (من در اين متن به او هشدار مي دهم كه تو بسيار فرو مايه تر از آن هستي كه بخواهي قيام حسين عليه السلام را زير سئوال ببري تو در حدي نيستي كه با دهان چركين خود نام آن آزاد مرد را ببري تا چه برسد كه او و معتقدانش را .... امان پور يا اماني نمي دانم و حضور ذهن ندارم كه نام خانوادگيت چيست بدان كه كساني كه به وطن خود پشت كرده اند از پستان روزگارند و كساني كه در جبهه دشمن بر عليه وطن مي جنگند در زباله دان اذهان حق پرستا ن وحق جويان جاي دارند . بدان كه در مورد قيام حسين كتابهايي نوشته شده آن هم توسط افرادي كه سواد و گيرايي تو در مقابل آنها همچون عقب افتاده اي است در مقابل يك انسان عاقل و بالغ . آن پير زن شيطان صفت هم بداند ستيزه با اسلام ستيزه باعيس بن مريم است و ستيزه با تمام كساني كه عدالت را دوست دارند و حق را در زندگي سر لوحه خود دارند .) امام من تو در كربلا به همه اين پيغام را دادي كه انسان حتي در راه قيام عليه بدي بايد همه چيز خود را فدا كند و خانواده تو هم به همه اين پيام را دادند كه اگر حسين براي حق بجنگد ما همه فداي هدف اوييم كه هدف او يك قيام خدايي و از همه نظر قابل ستايش است . در همه دوران بايد با نكبت و دنيا پرستان ستيز نمود و اين جهادي است كه براي همه حكم واجب را دارد. هر كس كه به محرم و حسين انديشه كرد جان خود را طراوت بخشيده است و بر خلاف گفته ابلهان دوران محرم حسين هيچ وقت كهنه نيست آن ذهن متعفن آنهاست كه كه لياقت وجود را از ديگران دزيده اند. ادامه دارد........
| Design By : Night Skin |




