خلیج فارس(نقد-مقاله -خداشناسی )
راکبان با سلام دیگه حوصله ما توی خانه به سر رفته بود باید دیگه از خونه بیرون می آمدیم به خیابان یا به بیابان می زدیم اما با سهمیه بندی ینزین و گرانی کرا یه های تاکسی می شد جایی رفت فقط میشد مسیرهای کوتاه را انتخاب کرد ناچا ر به بلوار فرودگاه (مشهد) که فضای دل انگیزی دارد رفتیم تا ساعاتی را با آرامش به سر ببریم اوضاع عادی بود و داشت خوش می گذشت جای شما خالی میوه را خوردیم از خنکای نسیم سردی که می وزید استفاده می کردیم که ناگهان صدا های وحشتناکی خاطر ما را مکدر کرد . به سمت صدا برگشتیم یک گروه مو تور سوار در خیابان شروع به گاز دادن و انجام حرکات نمایشی نمودند تک چرخ می زدندو زیگ زاگ می رفتند -طوری لاستیک جلو خود را بالا میبردند که پلاک موتور به زمین کشیده می شد و ایجاد جرغه می کرد و صدای دلخراشی راهم به فضا می افزود . کم کم اعصاب ما خط خطی شد همراه را برداشته و با پلیس 110 تماس گرفتیم دوستان ما در 110 اعلام کردند که هماهنگی شده است و نیرو به محل اعزام شده ما منتظر که پلیس بیاید و این جریانات به پایان برسد . نزدیک نیم ساعت شد و خبری از 110 نشد تا اینکه با دیدن چراغ های گردان یگ الگانس خوشحال شدیم و منتظر که پلیس حق این متجاوزان به آرامش مردم را کف دستشان بگذارد . برادران پلیس به دنبال آنها می رفتند و مو تور سوارها انگار که آنها را به بازی گرفته باشند با سرعت در حالی که تک چرخ می زدند از آنها فاصله می گرفتند و پلیس ناکام بیهوده به دنبال موتور سواران از این طرف به آن طرف- دلم به حال آقایان پلیس 110 سوخت . بلاخره موتور سواران دلشان به حال دوستان پلیس سوخت دست از آزار ما و 110 برداشتند و برای مدتی پیدایشان نشد و ما شام را در محیطی آرام نوش جان کردیم . پس از شام باز روز از نو روزی از نو دوباره همان آش و کشک دیگر فایده ای نداشت وسایل را جمع کردیم و به منزل برگشتیم . می خواهم این را بگویم ای کسانی که با سلب آرامش از بقیه به تفریح می پردازید شما حق شهروندان خود را محترم نمی شمارذید بدانید هر عمل روزی عکس العمل خود را به شما نشان خواهد داد پد رو مادران عزیز هرگاه خواستید برای فرزندان خود موتور بخرید به او فرهنگ استفاده اش را بیا موزید تا با این وسیله اسباب ناراحتی دیگران را فراهم نکنند . خدای ناکرده لعنتی برای گذشتگان شما نشود یا از همه بدتر اینکه فزند دلبند شما نشکفته پرپر نگردد در بیمارستان امداد مشهد اگر دیده باشید هر روز راکبانی را می اورندکه به طرز وحشتناکی آسیب دیده اند و بعضی از انها که شانس یارشان نیست اسیر ملک الموت می گردند و از دنیا دستشان کوتاه می شود. از همه کسانی که به این مسئله مربوط هستند می خواهم که با این معضل کنار نیامده و فکری بیندیشند از مسئولان راهنمایی و رانندگی از مادران و پدران از سازندگان وتولید گران -خلاصه از همه . دوست عزیز موتور سوار اول به خودت و خانواده ات رحم کن و بعد به من عابر پیاده از همه جا بی خبر!......... بسم الله الرحمن الرحیم شمشیر های دو لبه استفاده نامطلوب از ابزارهایی چون شبکه های ماهواره ای-اینترنت-موبایل (بصورت غیر ابزاری وغیر اخلاقی) جهان همیشه گامی بسوی جاو برمی دارد و این گامها همیشه در عرصه های گوناگون علمی :فرهنگی سیاسی .. سیر بسیار فزاینده ای دارد . اکثر کشورها در این راستا برنامه هایی را را به اجرا می گذارند که تمام افراد تابعه آنها بتوانند از امکانات روز به گونه ای یکسان البته بسته به نیاز خود بهره ببرند . با آموزشهای گوناگون با توزیع برشور ها در بین مردم و برگذاری نمایشگا ها . در کشور عزیز مان ایران هم مانند کشورها ی پیشتاز در انتقال فناوری و پیشرفتهای گو ناگون این اتفاق به سرعت انجام می گیرد مثلا در زمینه مخابرات در مدت زمان کم خود را به کشورهای پیشرفته رسانید یا در زمینه پزشکی در بسیاری از موارد حرف اول را می زند یا حتی در زمینه انزی هسته ای...... از مخابرات نام بردم که یکی از عرصه هایی است که در آینده کشور ها نقش بسزایی دارد در اتقال فرهنگ و اطلا عات ...و یکی از بحثهای من هم در مورد تلفن همراه یا همان مو بایل است که آموزشهای استفاده درست از این وسیله مفید بصورت عمومی برگزار نشده و در رسانه ها فرهنگ سازی درست صورت نگرفته است . این وسیله مفید که برای ما می تواند در بسیاری از موارد از نان شب هم فایده مند تر باشد در مسیری قرار گرفته که به اصطلاح از نا کجا آباد سر در خواهد آورد و با عث و بانی بعضی از صدمات اخلاقی و اجتماعی شده است. دیده می شود که از موبایل استفاده های نامشروع می شود و باز متاسفانه این وسیله بیشتردر دست تیپ جوان قراردارد انواع کلپهای مستهجن توسط همین وسیله به شبکه بلو توس فرزندان ما وارد می شود ونگاه نمی کند که آن فرد گیرنده زن است- دختر است- چه سنی داردو چه تحصیلاتی دارد .... دیدیم که این وسیله به سر آن بازیگر تلوزیون چه بلایی آورد او را به چه آبروریزی کشانید انواع کلیپها ی مشمئز کنند ه - خلاصه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد در درون مموری این وسیله پیدا می شود تازه اگر سرویس مسئله دیگر شبکه اینترنت است که بعضیها آن را وسیله کارهای ناشایست خود کرده اند برخی برای گول زند دختران از آن استفاده می کنند بعضی ها بدنبال سکس در این شبکه هستند و برخی هم افکار فاسد خود رادر این شبکه جای می دهند و افراد مخاطب خود را به بیراهه ها می کشانند . حال اینکه صد ها را ه استفاده خوب و بهینه در اینترنت وجود دارد سایتهای عامی -فرهنگی -خبری شبکه های آموزشی خلاصه آنقدر زیاد است که ما دیگر بدنبال کارهای کاذب نرویم . آنتنهای ماهواره در عرف مردم بسیار وسیله شیطانی معرفی شده حال اینکه با این وسیله شما می توانید شبکه های مذهبی زیادی را ببینید یا برنامه های آموزش و علمی ..... نمی دانم چرا ما همیشه باید به دنبال کار های بی ارزش برویم و از این شمشیر فقط آن دمی را به کار می بریم که به ما صدمه وارد می کند . آیا بهتر نیست که برنامه ها یی چیده شود و مردم راه به استفاده درست از این امکانات راهنمایی کند. با تشکر ازهمه شما گرا میان عزیزم آزاده سایت یا ایمیل نداشتی وگر نه برایت پست می کردم توهین با ابراز نظر فرق می کند اصل نقد یا اظهار نظر برای یک جامعه یا فرد اولا احترام است ولی این فرد ملعون احترامی در کلامش نبود او از آزادی بیان برای اهانات خود سو استفاده کرده است آزاده اگر کسی تحت عنوان ابراز نظر در مورد تو به تو توهین و اهانت کند آیا ساکت می مانی مطمعنا سخت با او برخورد می کنی او در دید نظر جهانیا خواست جامعه ما را زیر سئوال ببرد گول حرفهای بعضیها را نخور از دوستان دیگر هم تشکر دارم به من ایمیل بده در جوابم آزاده بسم الله الرحمن الرحیم چتر حمایتی برای دانه درشتها چرا در جامعه ایی که فساد و مفسد مورد حمایت نباشد و کار اخلال گران مورد بازخواست قرار گیرد همه جا شاهد نظم وانضباط و آرامش خواهیم بود و محیطی خواهیم داشت پر از امنیت و راستی ولی خدای نا کرده اگر روزی برسد که کسانی که در اطراف کارهایی غیر خواست قانون و هنجارهای جامعه وکه خارج از ارزشها باشد بگردند و مورد حمایت گروهی قرار گیرند آنجاست که می گویم خلافکاران جان گرفته اند و و مطمعن باشید مانند آتشی که به آن می دمند روز به روز سوزاننده تر می شوند و حال بدتر از همه اینکه حامیان آنها در جامعه دارای رتبه های عالی باشند . ما می بینیم که در یک سری از کشورها آمار جرم وجنایت رو به کاهش یا اینکه در آمارگیریها اتفاق افتادن جرم در حد بسیار ناچیزی است . تحقیقات نشان می دهد که تمام افراد آن کشور از کسانی که رو به هنجار شکنی می آورند بیزارند و همیشه ناراحتی خود را به گونه ای ابراز می دارند که فرد خاطی خود را تنها احساس کرده (باکوت شده ) و سعی می کند با جبران آن فاصله را که بین خود و دیگران ایجاد کرده دوباره ترمیم نماید.البته باید دانست که برای اینکه در یک خانواده بزرگ مانند جامعه افراد خانواده طوری عمل کنند که دلیلی برای تولد جنایت تراشیده نشود مثلا عواملی مثل فقر -از هم گسیختگی فرهنگ -تهاجم آموزشهای غلط........ در کشور عزیزمان ایران که همیشه شعار تمام بزرگان حکومتی رسیدن به( عدالت اجتماعی فراگیر و همه چیز برای همه است) متاسفانه یا این شعارها شعاری تو خالی است یا اینکه درست معنی نشده یا اینکه کسانی که این شعارها را می گویند عملا به خود و دیگرا ن دروغ می گویند چون دیده می شود که روز به روز جنایا ت کوچک وبزرگ اتفاق می افتد و هر روز جنایتی به سبک نو . ما شاهدیم که برادرانی که در کشورمان وظیفه انتظامی دارند کارشان وسعت یافته و بسیار سنگین شده است و البته جای تشکر دارد از کسانی که به این نیروها بها دادند و در سیستم آنها با تغیراتی سعی در بهینه تر کردن کار کرد آنها نمودند و می دانیم که همه از کا رو سعی آن فرزندان وطن راضی هستند. ایران کشور حضرت علی است کشوری که ادعای عدالتی کردن نظام دادگستری و اجتماعی رادارد کشوری که می خواهد رو به سوی الگو شدن برود و در جهان اسلام پرچمش را بالاتر یر فرازد ولی متا سفانه گروهی که د رپشت پرده هستند و حامی برخی اخلال گرانند نمی گذارند . پس از این مقدمه می خواهم انتقاد کنم از سران حکومت که چرا همیشه در جامعه ما همه ناراحتند که چرا داته درشتها رسوا نمی شوند چرا همیشه گفته می شود و وعده داده می شود ولی تحقق نمی یابد چرا کسانی که رابطه ندارند در دادگاها در روز نامه ها اسمشان سر زبانها می افتد ولی فلان آقازاده به عموم مردم معرفی نمی گردد یا فلان وزیر اسیق خاطی یا فلان معاون درارگانهای دولتی چرا و چه کسی از آنها حمایت می کند مگر خون آنها از دیگران رنگیین تر است باید اگر عدالت هست برای همه به بک نسبت اجرا شود باید آنها هم در رسانه های گروهی رسوا و محاکمه شوند چرا ما باید بشنویم که در کشوری که شاید غیر دینی هم هست اگر رئیس جمهورش فساد کند فورا رسوا می گردد و محاکمه می شود ولی فلان وزیر(در ایران) که اشباهی می کند تازه طلبکار هم هست . ما اگرمی خواهیم رو به سمت عدالت علی علیه السلام برویم باید همه را به یک چشم ببینیم و همه را بایک ترکه محاکمه کنیم(البته به نسبت جرمشان) نه اینکه مراعات کرده و جانیان را جریترکنیم و هر روز بشنویم که بر تعداد این سو استفاده گران افزوده شده است. ما در گوشه کنار می شنویم دانه درشتها اخر خود ما آنها را دانه درشت بار می آوریم اگر هر کس در هر رتبه که خطا کرد را پوزش را به زمین مالیدیم ورسوایش کرده مجبورش کردیم در رسانه ها ا ز مردم معذرت خواهی کند دیگر دانه درشتی نمی ماند ما با حمایات خود آنها را دانه درشت می نامیم ما باید فضا را برای اخلال گران نظم اجتماعی آنقدر نا امن نماییم که در پشت رابطه ها هم امنیتی نیابند و در پشت سمت خود پنهان نشوند. آقازاده ها هم باید سر جای خود نشانده شوند تا بفهمند که همه در محضر قانون یکسانند و خون آنهااز بقیه رنگیین تر نیست و قانون علی علیه السلام همه را به یک چشم می بیند و امکانات برای همه یکسان است . این انتقادی بود که چندی بود بر قلبم فشار می آورد و از مسئو لان امر می خواهم که جلوی این سو استفاده گران را بگیرند و هیچ ملاحظه ای برای آنها نکنند که فرزند فلان وزیر است یا به فلان مسئول عالی رتبه وصل است یا فلان مقام اسبق بوده و یا نفوذ در کجا و کجا دارد ما می دانیم که امام عزیزمان علی علیه السلام به برادر خود هم اجازه دست درازی به بیت المال را نداد وباید از او تابعیت کنیم تا حاکمی عادل باشیم و فردای قیامت انتظار بخشش در محضر الهی راداشته باشیم .انشا اله که رو به سوی عدالت اجتما عی همه گیر قدم برداریم . در پایان دعا می کنیم که موعود عادل ما زودتر بیاید تا میش و گرگ در کنار هم با راحتی زندگی کنند. از شما می خواهم ما را از نظرات خود محروم نسازید. با تشکر بسم الله الرحمن الرحیم شغالیه سیاه ضمن عرض سلام خدمت خواننده وبازدید کننده محترم . می خواهم سخن را این بار اختصاص بدم به مسئله ای که چندی است دامنگیر اسلام شده است آن چیزی نیست جزاسلام ستیزی معاندان بااین مذهب والاست. راستی ما مسلمانان در واکنش به این همه دشمنی چه کرده ایم ؟چرا این مسئله این همه کشدار شده است و هر کس و ناکسی جرات پیدا کرده با حیثیت ما مسلمانان یا بهتر بگویم با ناموس ما مسلمین بازی کند و هر بار به طریقی زخمی بر آن وارد نماید ؟چرا این همه ادیان متنوع فقط گیر مسئله و زوم همه بی حرمتیها روی اسلام شریف است؟آیا ما به اصطلاح بی غیرتی کرده ایم یا کوتاه آمده ایم و مسئله را با یک محکوم کردن خشک و خالی یا چند راهپیمایی تمام شده فرض کرده ایم وآنها هم ما را شناخته اند هر بار با خنجر تیزتری سر می رسند و زخم عمیقتری ایجاد می کنند . چند سال پیش اگر هنوز یادتان باشد فرد ی به نام سلمان رشدی قدم نحس خود را در عرصه اظهار نظر باز کرد و کتاب ننگین خود را به نشر رسانید و این عمل همه را خشمگین کرد و صد البته خیلی ها هم انگار کسی برزخمشان مرحم گذاشته بود در دل بسیار از این عمل خشنود شدند و شادمان. نفس سیاه از همانجا دمیدن گرفت و صدای پای شیطان با صدای هولناکی شنیده شد این بار شیطان با رسولله در غیبتش به ستیز پرداخت خواست در نبود او اسلام را که می اندیشید مانند کودک یتیم رها شده از بین ببرد در آن زمان صاحب دلانی این نفس بد بوی سیاه را درک کردنند و صدای هولناک قدم ابلیس را شنیدند یکی از آنها امام خمینی (ره)بود که با آن بیانیه دندان شکن حکم ارتداد او وواجب والقتل بودنش را صادر کرد با این عمل او خواست نفس سیاه را قطع نماید تا دیگر هر کس و ناکس دیگر جرات تعرض نداشته باشد اما کوتاهی شد ما مسلمانا ن کوتاه آمدیم گربه را دم مستراح سر نبریدیم حالا گربه کفتاری شده که صدای خنده نحسش همه دنیا را پرکرده و بوی نفرت انگیزش وجدان ما را می آزارد . سلمان رشدی تحت حمایت دشمنان خدا قرار گرفته است . کسانی که شکستهای صلیبی را می خواهند به این روش جبران کنند .کسانی که زمانی که اسلام آمد آنها هنوز فرهنگی نداشته و در جهالت بسر می بردند . اکنون آنها دم از تمدن می زنند و ما مسلمانان که تمدن غنی داریم به قول معروف امل مانده ایم . ما جلوی این ملعون را نگرفتیم و اسلام را فدای روابط بین المللی کردیم و در جلوی گفتگوی تمدنها قربانی کردیم تا یک وقت به مانگویند که آنها در صلح جهانی تنش ایجاد میکنند تا نگویند ما خشونت داریم ما بهتر می فهمیم یا کسی که حکمت دنیا در دست او ست از نظر او مرتد یک مفسد فی الارض است و واجب والقتل . این کارها را کردید که آن موجود نفرت انگیز دیگر در پرتغال از میان کثافات سر بر آورد و دوباره خنجری در قلب اسلام فرو برد . اگر ما با قاطعیت تکلیف سلمان رشدی ملعون را معلوم می کردیم کثافات دیگر بوجود نمی آمد و همیشه وجود یک نجاست :کثافاتی را به همراه می آورد. اخیرا اعلام شد که ملکه انگلستان حامی سلمان رشدی به او لقب شوالیه (شغالیه)داده است آیا همه شوالیه های انگلستان خصوصیت های این ملعون را داشته اند یا اینکه اشتباها می خواستند به او لقب شغالیه بدهند که از دستشان در رفته و اینجوری شده واقعا اگر سلمان رشدی شوالیه است باید در کوزه شوالیه های دیگر را بست و آبش را خورد دیگر باید در قاموس لغت شوالیه معنی اش تغییر بیابد و با معانی دیگر قلم زده شود. نمی دانم چرا مردم انگلستان نسبت به قهرمانان خود اعاده حیثیت نکردند . فکر می کنم همه قهرمانان انگلیسی در گور های خو لرزیدند که آنها را هم ردیف موجودی مانند سلمان رشد قرار داده اند چون ذات این موجود سیاه و نفرت انگیزو مشمئز کننده است و نامرد وخیانتکار..... بیایید او را فراموش نکنیم بیایید هر کسی می تواند در مورد او اظهار نظری کند تا او به فراموشی سپرده نشود بیایید به او بفهمانیم دنیا هنوز برای او امن نیست . ای ملعون تو خدا را فراموش کردی بدان عاقبت تو در این دنیا تباهی است و در دار آخرت هم تو در جوار تمام فراموش شده ها قرار می گیری بدان دنیا به همین چند سال که به سرعت برق و باد می گذرد خاتمه نمی یابد تو در محضر عدالت خدا محاکمه و مجارات می شوی و دیگر حامیان تو هم در درک نمی توانند تو را حفظ نمایند تو فعلا به همین بازیچه دنیا سرگرم باش تا صبح دولت نحست بدمد. حال از همه دوستان سئوالی دارم که می خواهم در نظرات خود حتما بیان نمایند ((اگر دست زمانه سلمان رشدی را به شما بسپارد در مورد او چه تصمیمی می گیرید؟)) منتظر جوابها و نظرات شما هستم با تشکر حسام الدیم محمدی www.hesamodinm_m@yahoo.com بسم الله الرحمن الرحیم با تشکر از شما دوست عزیز که وبلاگ من را برای مطالعه انتخاب کرده اید. سخنی با رئیس جمهور می خواهم چند مطلب را در این وبلاگ بنویسم از دوستانی که این متن را می خوانند می خواهم نظر خود را حتما برای من بنویسند .می خواهم از چند وعده که آقای رئیس جمهور داده اند ولی عملی نشد سخن بگویم. آقای رئیس جمهور اگر این متن به شما رسید بدانید که همه بزرگان می خواستند که مورد نقد باشند من فکر می کنم که شما در هم نقد پذیر هستید و ناراحت نخواهید شد . آقای رئیس جمهور درست است که نیروی هسته ای برا یملت ما بهترین ارمغان از سوی دولت بوده است وما هم برای رسیدن به هدف شما را یاری می کنیم این خواسته همه ملت و مردم است حتی کسانی که خون ایرانی در بدن دارند و در ایران نیستند . ولی آقای رئیس جمهور نباید همه خواسته های دولت برای رسیدن به این هدف خلاصه شود ودیگر کارها و برنامه ها کم رنگ شود ما مردم به دولت شما به چشم دیگری نگاه کردیم اما شما هم آمدید و مانند دیگر رئسای جمهور به یک سمت کشیده شده و دیگر خواسته های ما را یا نیمه کاره رها کردید یا اینکه اصلا به آنها نیمه نگاهی هم نکده ایید.مثلا در دوره آقای خاتمی فقط شعار شد گفتگی تمدنها که فقط برای ایشان فایده داشت که به عنوان یک مرد صلح جو شناخته شد برای ما عملا هیچ فایده ای نداشت . مردم گرانی دیگر طاقتشان را از بین برده است هنوز در مورد مسکن هیچ کاری نشده و برا یما جوانان مسکن یک خواب شیرین شده است ازدواج که دیگر حرفش را نزن کار هم جن وما بسم اله حقوق که قربونش برم فقط پول تو جیبی ما شده است شما بگویید که با 200000هزار توما ن آن هم که میوه دو قلمش می شود 5000تومان می شود زندگی کرد حالا بماند که اجاره ها هم روز به روز مانند نرخ نفت افزایش سرسام اوری دارد. اقای رئیس جمهور شما وعد هایی به ما دادی یکی اینکه کار گران امیت شغلی شان تامین می شود با رسمی شدن که این تصمیم هم جیزی جر اخراج بسیار از دوستان کارگر به ارمغان نیاورد کا رفرماها هم به لج بازی پدر ما رادرآردند حقوقها را 4 ما ه یکبار به ما می دهند هر کس هم حر فی میزند جوابش(می خوای بخواه نمی خوای همین هست که هست )یا اخراجی. شما وعده دادید که حقوق ما افزایش یابد که این هم اجرا نشد بلکه همان روال را هم را ازبین بردید .شما قول دادید که گرانی کنترل کنید که این هم نشد مثلا نان که هر سال یک بار گران شد این بار دو بار در سال گران شد . آقای رئیس دیگر باید از کنار میوه فروشیها رد شدو آه کشید یک دست لباس را باید حتما تا یک سال کشید باید رهبانیت پیشه کرد . ماه ها اقساط وامها را عقب انداخت تا شاید کار فرما دلشت بسوزد و حقوق ما را مانند صدقه به ما بدهد. مسافرت را حرفش را نزن وای حالا که بنزین هم گران شده باید با گاری به مسافرت رفت. جاهای دیدنی شهر هم با دو بار که سوار اتوبوسهای واحد که تا سقف هم پر شده از چشمانمان درمی آید تاکسیها که خون بهای خود را از ما می خواهند.پزشکان هم می گویند افسردگی را باید مهار کرد اخه جونم با چی با چه امکاناتی کسی که جای رانمی یابد که خلوت کند یکمی با خودش تنها باشد جاهای دیدنی را ببیند لااقل کمی از درد یادش برود مگر می تواند اینها همه برای قشر مرفه ساخته شده ماغ حق زندگی نداریم چون کسی رانداریم. خدا سر کار کسی را به بیمارستان نیندازد واویلا ست دکتر ها که جوابت را نمی دهند یعنی نمی توانی آنها راببینی باید حتما به مطبشا مراجعه کنی آن هم با ویزیتهای .....بیمارستا ن آدم سالم را مریض می کند چه برسد که .....بیمارستانه در دست یک عده جوجه پزشک است که از روی کتاب درمان میکنند شبها به بیمارستان بروید یک دکتر با تجربه پیدا نمی کنید همه بچه دکتر حا لا شما به فیلمهای اب پرستاران نگاه کنید یا این سریال جدید که اسمش یادم نیست ببینید که چگونه به مردم سرویس می دهند حدا بیامرزد پدر کسی که اینه ار برای پخش آماده می کند . ادامه دارد دیگر اشکام در آمد........ بسم الله الرحمن ارحیم درد دل من و تو می خواهم در مورد دردهای خودم :تو اوو... بنویسم در این جامعه واقعا زندگی کردن سخت شده و عرصه زندگی همانند یک شاهنامه باید تالیف شود ما هر روز یک رستم هستیم در جدال با سختیها و غصه ها و مصیبتها باید هر روز هفتخوانی را پشت سر بگذاریم . از تو شروع می کنم ای دوست دانشجوو دانش اموز من که پس از هر روز صبح باید برای رفتن به دانشگاه در صف طویل اتوبوس واحد بایستی وپس از اینکه چند اتوبوس پر بدون ایستادن در ایستگاه را تماشا کردی و تا دقیقه نود هم پایداری نمودی اتوبوسی می آید آن هم اگر شانس بیاوری با فشار و زور نداشته وارد اتوبوس می شوی و درلابه لای مردم خود را به زور جا میدهی و بعد از اینکه اتوبوس از بد شانسی تو در هر ایستگاه به مدت ده دقیقه توقف کرد بلاخره وارد دانشگاه شده و پس از التماس های بسیار وارد کلاس می شوی سر کلاس آرام می گیری و در سی را که استاد با نیمه اش رسیده را بصف ونیمه گوش می دهی چرا نصفو نیمه چون تو هنوز در این فکری که چطوری خودت را به دانشگه رساندی و از اینکه در مقابل دیگر همکلاسیها ضایع شده ای عرق سردی بر بدنت می نشیند.کمی که آرام میگیری تازه یادت می آید که آخر ماه است و تو باید برای ترم جدید ثبت نام کنی پولی در بساط نیست باز به فکر فرو میرموی که چطوریس بابای باز نشسته را /اماده کنی که هفتصد یا هشصد هزار تومان را با نگاههای ناراحت برایت جور کند تا تو بتوانی ادامه تحصیل بدهیو تا مدتی روت نشه به صورت نازنینش چشم بدوزی آخر بنه خدا حرفی نداره ولی جیب خالی از کجا بیاوره با دویست هزار تومان حقوق ان هم خواهر م دم بخت است و اون هم جهیزیه می خواهد...دیگه بسه داره گریت می اندازم. از تو می گم کارمند مهربان که با ارباب رجوع با آن همه ناراحتی با ملایمت رفتار می کنی از تو که هر روز وعدهایی به تو داده می شود ولی پایه و اساسی ندارد حکمهیی به تو داده می شود و هر گز اجرا نمی شود تو که از زیر فقر هو سه فرسخ آن طرفتری تو که اگر برایت اتفقی بیفتد که به پول نیاز داشته باشی باید برایت مراسم گلریزلن یگذارند تو که نمی دانی در این هفتصد خوان روزگار چگونه بگذری هر خوان را که می گذرانی مقداری از موهایت سفید بخت می شوتد و پوست صورت ماهت چروکیده تر تو همیشه در فکر این هستی که در این اوضاع و احوال چگونه خانهای فراهم کنی که خدای نکرده بعد از دویست سال به دیدار آفریدگار خود رفتی و از مشقت دنیا رها شدی زن وبچه ات اسیر صاحب خانه نباشند.....دیگه بسه تو هم اشکهایت سرازیر شد متاسفم. از تو می گویم گارگر زحمت کش که هیچ حامی جز خدا نداری و همیشه حق تو در دست جامعه سرمایه دار از بین رفته است از تو می گوییم که خون تورا سرمایه داران با قیمت ارزان میمکند و کسی لب از لب باز نمی کند بر تو تاسف می خورم چون که هنوز که هنوز است هر وقت ارز حقت دفاع می کنی به تو می گویند می خواهی همین هست که هست . از تو می گویم که هر کس که به جایی می خواهد برسد اول تورا با شعارهایش (رسمی کردن گارگران -امیت شغلی -افزایش حقوق)گول می زتد و بعد با دهن کجی تورا به فراموشی می سپارد تو که در محیط کار آب میشوی در جامعه جایی نداری تو که از فقر هم فقیر تری تو که از شادابی جوانی سرمایه می کنی و همیشه سرانجامت پیری با هزار کار ناتمام است تو که اگر حقوقت را چهارما یا بیشتر عقب بیندازند حق شکایت نداری خلاصه تو که بی کسی. از تو میگویم ای جوان که هنوز که هنوز است بیکار الاف به این درو آن در می زنی وقت ازدواج کردنت است آه در بساط نداری تو که فدای تمام بی مبالاتی سیاست گذاران این کشور هستی تو عاقبنی جز تباهی نداری یا گر شانس بیاوری تازه موجودی می شوی گه گروهی سواستفاده گر خون تو را می مکند یا اینکه به دامان افیون می افتی یا با فحشا سروکله می زنی یا افسرده در کناری به مردم خوشبخت می نگری . تو که اگر در جایی هم کار پیدا می کنی رابطه تو را به کنار ی حل میدهد و پارتی نداری که تو دیگران را حل بدهی تو گه هم سن و سالاان خود را بازن و فرزند در خیا بان می بینی و آه جانگدازی را ارزانی دنیا می کنی تو که برایت دامهیی گسترانده اند تنها چیزی که می توانم برایت آرزو کنم و بخواه این است که خدا عاقبتت را بخیر کند این گزیده ای از نا بسامانیهای کشور عزیزمان ایران است کشوری که عزیزان خود را در آغوش گرفته ولی آنقدر محکم گرفته که جانشان دارد با لا می آید امید است که او بیاید و عدالت را به همه به طور یکسان هدیه کند خدایا مولای ما مهدی را هر چه زودتر به فریاد ما برسان که گلو ها همه د ر؟ـستانه پاره شدن است خدایا او را برسان که اگر دیر تر بشود شاید مردم امید را کم رنگتر احساس کنند او را برسان تا با او کشیده ای به تمام مستکبران و ظالمان بزنیم و آنه بفهمند در این دنیا سرانجام روشنی و سفیدی است ایینه شدن است خدایا در این نابسامتنیها که دراو ها گران است ویزیتنها سر به فلک کشیده داروها کمیاب شده ما را بیمار نکن وبیماران را حامی باش و شفا بده که خود تو شها هستی
| Design By : Night Skin |




